بازار سرپوش نيشابور

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

عادي بازار سرپوش نيشابور

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 8:56 pm





بازار تاريخي نيشابور از جمله بازارهاي سر پوشيده منحصر به فرد در استان خراسان مي باشد كه قدمت آن به دوره صفويه مي رسد. اين بازار تنها قسمت باقيمانده از بازار بزرگي است كه از حوالي «دروازه مشهد» شروع و به دروازه عراق منتهي مي شد. و متاسفانه بخش اعظم آن از بين رفته است. در داخل اين بازار تعدادي سرا، كاروانسرا، تيمچه و حمام قرار دارد. عمليات مرمت و بازسازي بازار سر پوشيده از سال 1377 توسط سازمان ميراث فرهنگي و با همياري كسبه بازار شروع و همچنان ادامه دارد.





برگرفته از سايت سازمان ميراث فرهنگي استان خراسان
avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي حديث نويسان نيشابور

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 8:58 pm





سرزمين رسالت خيز و جايگاه دانشي مردان بزرگ

نیشابور پیش از اسلام، همچون عروسی است آرمیده بر دامان پیروزه رنگ بینالود استوار و سرافراز که در فضایی مه آلود، اما جان دار و پر تپش، به حیات خود ادامه می دهد. بعد از این دوران، نام نیشابور را زینت بخش بُعد تاریخی و اساطیری شاهنامه ی حکیم طوس، می بینیم.



آب و هوای بهشت آسای این دامنه ی پر برکت، شاپور اول ساسانی را بر آن داشت تا اولین سنگ بنای تمدن تازه را بر آن نهد. پس از او و در عهد شاپور دوم، نیشابور گسترش یافته و سپس یزدگرد دوم، این شهر را برای زندگی برگزید.



ساسانیان برخلاف اسلاف خود، استبداد را شیوه ی حکومت خویش قرار دادند و یک آزادی خواه نیشابوری به نام «مزدک»، علیه بیدادگری های آنان قیام کرد.



اگر نیم نگاهی به بعضی آثار، درباره ی اَبرشهر داشته باشیم، با نام بزرگ دیگری چون «مانی» آشنا می شویم که بسیاری او را نیز از تخمه ی نیشابوریان، و از پدری دانشمند به نام «فاتک» می دانند. اگر محقق گردد که این دو اندیشمند، نیشابوری اند، می توان گفت این سرزمین، از دیرباز رسالت خیز، و جایگاه دانشی مردان بزرگ و نامبردار بوده است.



محدثين نيشابور

نوشته اند که اولین مسجد نیشابور به وسیله ی عبدالله بن عامر، دایی زاده ی عثمان خلیفه، ساخته شده است. پس از اینکه انوار تابناک اسلام بر سرزمین ایران و از آن جمله ابرشهر تابیدن گرفت، مردم نیشابور، با عشقی زاید الوصف، به خاندان رسوا خدا متمسک شدند.



طبق آنچه در کتاب فوائد الرضویه، از قول شیخ عباس آمده است: «چون امام رضا علیه السلام به نیشابور آمد، گروهی از محدثین نیشابور، در محل اقامت ایشان جمع شدند. البته در آن روزگار در نیشابور، سیصد هزار محدث وجود داشت، از خاصه و عامه، که تنی چند از آنان عبارتند از: ابواسحاق نعمانی، ابونصر سراج، میرجمال الدین عطاء اللهف یحی بن عبدالله نیشابوری، محمد بن عیسای ترمذی، حاکم محدث نیشابوری و تعداد زیادی دیگر».



محدثین از امام خود می خواستند که از دریای بی کران دانش خویش، گوهری به نقل، در دامان پر اشتیاق ذوقشان نثار فرمایند. این بود که امام رضا علیه السلام به خصوص به تقاضای ابوذراعه ی رازی و محمد اسلم طوسی پاسخ دادند و آن حدیث سرمدی را که به سلسلة الذهب مشهور است، بیان کردند.



از صدها نمونه و شاهد شبیه این، که در منابع برجا مانده می توان استنباط کرد که رکن مهم تاسیس و تدوین علوم اسلامی، ایران و به خصوص خراسان و نیشابور بوده، زیرا موقعیت جغرافیایی خراسان و نیشابور بعد از اسلام، از حیث مرکزیت علمی و سیاسی، بر دیگر شهرهای اسلامی برتری داشته است.



عبداللعه بن عمر، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که پیامبر پس از نقل خوابی مشعر بر گرایش ایرانیان به دین اسلام فرمود: لو کان العلم منوطا بالتریا، لتناوله رجال من فارس؛ یعنی: اگر دانش در ستاره ی پروین باشد، ایرانیان به آن دست خواهند یافت.



جالب اینجاست که هنوز کسانی که این فرموده ی رسول خدا را شنیده بودند در قید حیات بودند که فرمایش آن حضرت، به طور اعجاب انگیزی به حقیقت پیوست. از گفت و گوی هشام بن عبدالملک با شخصی که از احوال دانشمندان بلاد اسلامی آگاهی داشت، چنین بر می آید که بیش از هشتاد درصد فقها و محدثین و علمای قرون اولیه ی اسلامی، ایرانی الاصل، و بعضا خراسانی و نیشابوری بوده اند. علت این امر آن است که در آغاز ظهور اسلام، در میان ملت عرب، به مقتضای بادیه نشینی و ابتدایی بودن سطح فرهنگ اجتماعی، دانش و صنعتی وجود نداشت، و آنان احکام شریعت را در سینه ی خود حفظ، و آن را نقل می کردند. آنان می دانستند مآخذ این احکام، کتاب و سنت است، زیرا آنها را از صاحب شرع و اصحاب وی فرا گرفته بودند. آنان به امر تعلیم و تألیف آشنایی نداشتند و بدان مبادرت نورزیده بودند زیرا هیچ نیازی ایجاب نکرده بود که بدان دست یازند. عصر صحابه و تابعین نیز همین گونه ادامه داشت. بنابراین، بیشتر دانندگان حدیث، که آنها را برای مسلمانان حفظ و یا ضبط کرده بودند، ایرانی و بعضی از علمای محدّث نیشابوری بودند، که البته بر اساس شواهد موجود، سهم محدثین نیشابوری نسبت به سایر بلاد بیشتر است.



برا اثبات این ادعا کافی است به تاریخ الحاکم نیشابوری مراجعه کنیم. خواهیم دید که نام صدها تن از مشایخ حدیث، که همگی در نیشابور می زیسته اند صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. پس اگر بخواهیم نام یکایک محدثین بزرگوار نیشابوری را ذکر کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود و بهتر آن است که اهل تحقیق به تواریخ بلاد ایران، که هر کدام، نام چندین تن از محدثین نیشابوری را در خود دارند، رجوع کنند. برخی از این تواریخ عبارتند از: تاریخ بخارای نُرسخی، تاریخ قم، تاریخ بیهق (ابوالحسن بهقی)، فضائل بلخ (ترجمه ی عبدالله بن محمد حسینی بلخی)، انساب سمعانی، تهذیب التهذیب، لسان المیزام، تاریخ الحاکم نیشابوری و ... .





از مشايخ حديث نيشابور

بزرگترین محدث نیشابور، فضل بن شاذان نیشابوری است که به روایتی، خود محضر چهار امام معصوم را درک کرده است. تنها کافی است بدانیم این بزرگمرد، یکصد و هشتاد کتاب بزرگ و کوچک در باب علوم اسلامی و من جمله حدیث، تدوین نموده است.



یکی دیگر از محدثین گرانمایه نیشابوری، ابراهیم بن عبده نیشابوری می باشد که امام حسن عسکری علیه السلام به وثوق آثار وی تصریح فرموده و در نامه ای که به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری فرستاده اند، بعد از ابلاغ سلام به ابراهیم، او را به عنوان وکیل خود در نیشابور برگزیده اند.



دیگر از محدثین نامبردار ابرشهر، ابن راهویه ی مروزی است که از پیشوایان حدیث و فقه می باشد چنانکه نزدیک به هفتاد هزار حدیث از حفظ داشت. او اواخر عمر خود را در نیشابور گذراند و تالیف السنن را در همین شهر به پایان برد و در همین شهر نیز درگذشت.



ابو جعفر احمدبن حمدان نیشابوری، یکی دیگر از محدثین نیشابوری بعد از فضل بن شاذان نیشابوری بوده که در اواخر قرن سوم درگذشته است. وی به فضل و علم و معروف و به جودت بیان و تصنیف و تالیف موصوف بوده؛ از تالیفات او الصحیح در علم حدیث و اسرار العرفا در احادیث نبوی می باشد.



از دیگر علمای اسلامی، حسن بن محمد ابوعلی دقاق نیشابوری است که مقامات طریقت و شریعت را با هم جمع نموده و در حدیث، یگانه ی عصر خود بوده است. شیخ ابوالقاسم قشیری، که از فحول عرفای اسلامی است شاگرد و داماد این عالم می باشد. ابو علی کتب زیادی دارد و من جمله کتابی در وعظ و کتابی در زهد و حدیث از او به یادگار مانده است.



محمد بن اسماعیل بخاری، نامی ترین محدث اهل سنت و صاحب الجامع الصحیح معروف به صحیح بخاری که بزرگترین و صحیح ترین کتاب از صحاح سته ی اهل سنت می باشد نیز ساکن نیشابور بوده است.



منبع:

پروانه مه ولاتی، محمد. «از یمن تا نیشابور: شرح احوال و آثار فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری»، تهران: لوح محفوظ، 1384، ص45-48.
avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي صور نام گذاري نيشابور

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 9:02 pm



«کهن شهر و کهندژ شرق،
شهری آراسته به مساجد، خانقاه ها، مدارس، دیرها، بازارها و سراچه های ارباب حرف گوناگون که هر کدام در راسته ای و تیمچه ای آهنگ زندگی می نواختند، شهری که از آن ده ها وزیر برخواسته و هزاران عالم و دانشمند به عالم علم تقدیم کرده و خاکش چون کهربا عقول اهل علم و عرفان، فلاسفه، فقها و جهانگردان زیادی را مجذوب خویش ساخته ...»

روزگاری

نوشاپور، نيوشاپور، نيوشاه پوهر، دندی شاپور، نيسافور، نسافور، نشاور، نشابور، نشايا، نيسايا، نيسه فور، نيکه فور، ابرشهر، اپر شهر، بر شهر، ابه شهر، شادکاخ، شادياخ و سمن جور
و در زبان عربی، سمنگور ناميده می شده،
امروز در گستره جغرافيائی به نام «نيشابور» خودنمايی می کند،
و با لهجه زیبای مردم این شهر، «نشابور» (Noshabur) تلفظ می شود.

زنده یاد استاد فریدون گرایلی (1321- 1379ه.ش)، پژوهشگر و مورخ فرزانه، در فصل نخست کتاب «نيشابور؛ شهر فيروزه» به ریشه یابی نام های نیشابور در طول تاریخ پرداخته است؛






«نام نيشابور به گونه گون صوری در تاريخ آمده است. به شهادت نامه ی پهلوی شهرستانهای ايرانشهر (شترستان های ايران) در اسناد جغرافيایی ايران کهن شاهپور اول زاده ی اردشير درخراسان پادشاهی تورانی بنام (پهليزک، پالزهاک، پالچيهاک) را شکست داد و کشت و در همان آوردگاه نيوه شاهپور (کار نيک ِ شاهپور) را بنيان نهاد که قله ی فرمانروايی ولايت ابرشهر يا سرزمين اپرنها(1) که طايفه ای کوه نشين و چادرزی از سلاله داهه بودند(2) گرديد.



فراچنگ آمدن سکه هايی که از روزگار ساسانيان در کاوشها و پژوهش های علمی در خاک نيشابور بدست آمده نمايانگر آنست که اين شهر در آن دوران ارج و اعتبار ويژه ای داشته است(3). گفته اند شکل ديرين واژه ی نيشابور (نيو شاه پوهر) به مفهوم کار نيک يا جای نيک شاهپور بوده است به پاسِ بستگی به شاهپور دوم ساسانی که آن را در قرن چهارم ميلادی دوباره بنا کرد از آن پس بنام او خوانده شد. گر چه بنای اصلی آن را به شاهپور اول پسر اردشير بابکان نسبت داده اند(4) و نيشابور را شاهپور بنا کرد و در آغاز «بنا شاهپور» بود پس «با» و «الف» بيفکندند و الف به «يا» بدل کردند و نيشابور شد.



فرزند هرمزد پادشاه استخر (شاپور دوم) که از ملوک بلند همت و با تدبير و آگاه دل بود و سايه ی همای دولتش بر تارک شرق و غرب گسترده بود، شهر نيشابور را در کران مرز کهن دژ (قهندز) بنا نمود و به اطراف شهر خندقی حفر کرد و اين شهر را با قهندز به هم پيوند کرد.



نيشابورِ زمان او را چهار دروازه به گونه ای بود که خورشيد از هر چهار به بامدادان درون می شد و در شامگاه بيرون می رفت. امام حاکم فرموده و آن بناست که تا ابد پايدار است. هنگام حفر خندق گنجی پيدا شد که هشتاد خروار زر بود بر عامه تفقد کردند(5). از اين جاست که می توان پذيرفت شهری در اين ديار پيش از هرمزد هم وجود داشته است. چه گنج بازمانده تمدن و فرهنگ کهن تری است.



و باز آمده است که شاهپور به آن سامان گذشت نيزاری وسيع ديد(6)، در خاطرش گذشت که اين ديار شايان ساختن شهری بزرگ است، فرمان داد آن نيزار را تراشيدند و بر جای آن شهری بنياد کردند. اختر شماران شاپور را گفتند: در سلطنت بشکوه او زوالی پديد خواهد شد. در هنگام تولد مصيبت و بلا از مردم و مملکت گريخت بزرگان و نجبا به جستجوی او بر آمدند. چون به خطه ی نيشابور رسيدند از بنيان گذارِ شهر پرسيدند و مردم از شاهپور نشان دادند. پس نام اين شهر را شاپور خواست ناميدند. وپس از شاهپور (دندی شاپور) خوانده شد(7).



گر چه صورتی ديگر هم هست و آن اين که نيشابور را ترکيبی از نه شاپور دانسته (نه) را در واژه نامه ها به معنی ده گرفته و نه شاپور را ده شاپور گفته اند.



نيشابور را مادر شهرهای خراسان از اقليم چهارم می دانند. و شاپور پسر اردشير(Cool که والی خراسان بود از پدر آن شهر را در خواست کرد(9). اما پدرش آرزوی او را اجابت نکرد. بر شاپور غيرتمند اين گران آمد و آن شهر را دگر باره ساخت و نه شاپور نام نهادند که نيشابور شد و عرب آن را نيسابور خواندند. حيطه ی بارويش پانزده هزار گام و بر شيوه رقعه شطرنج هشت قطعه در هشت قطعه نهاده اند. و جانشينان ساسان مغ بد را عادت چنان بود که شهر ها را به هيئت و هيبت اشياء و جانوران می ساختند و شاپور ذوالاکتاف در عمارت آن شهر سعی کرد(10). مشهور شهريست نيشابور در دشتی گسترده يک فرسنگ در يک فرسنگ از آنجا تا طوس سه منزل فاصله است. بيشتر آب آن از قنات ها تامين می گردد و هوای مطبوع و فرح فزايش سالم است.



در (اللباب) آمده که نيشابور پر نعمت ترين و آبادترين و خرم ترين شهر خراسان بوده(11)، و چون شاپور بدانجا رسيد گفت نيکو جايی است. شايسته است شهری شود و در آن زمان آنجا نيزاری بود(12). پس واژه مرکب از دو کلمه ی (نی) و شاهپور می باشد و نيز محققان (نی) را به معنی بنا، يا ساختمان فرض کرده اند و نيشابور را بنای شاهپور شمرده اند(13). بعد ها نيشابور قلب تجارت خاوران و مقصد بازررگانان شد . امروزه نيز به نشاور معروف است. بديهی است اين نشاور با شهری که در فارس در کُوَرَه دارابجرد و جهرم قرار داشته کاملا متفاوت است و بايد آن را نيشابور گفت تا نشابور و نشاور(14). و نيشابور کفن پوش فراموشی شده است.



و بفرموده ی شاپور در خاک خراسان شهری ساختند که آن را نيشابور ناميدند و در شمار شهرستان های ايران در آمد. پاره ای تذکره نويسان و تاريخی مردان را گمان رفته است که تنديسی ستبر پيکر از شاپور اول در نيشابور وجود داشته است. همسان پيکره ای که از وی در کازرون فارس بپای بوده است (مجسمه ای از شاپور در نيشابور بود که اعراب خراب کردند)(15). چنين می نمايد که شايد نشان گونه ای چون سنگ تراشيده شاپور نمای کازرون در اين شهر وجود داشته است و آنها که بی ذوق و جشن بودند و از تمدن و هنر مايه ای نداشتند اين تن واره را نيز مانند پيکره کازرون شکسته باشند تا شهر و مردم نو اعتقاد آن را (به زعم خويش) از شر شيطان آدمی زاده ای که از فرط گناه و خطا مورد خشم و نفرت خدا قرار گفته و سنگ شده است برهانند.



چنان که اشارت رفت شهر نشاور فارس را که بقولی طهمورث ديو بند ساخته و شاپور اول آن را پس از ويرانی اسکندر دگر باره رونق و آبادی بخشيده با نيشابور خراسان عوضی گرفته اند و مجسمه و داستان طهمورث را به نيشابور نسبت داده اند(16). در خرده اوستا هنگام مراسم عقد از زر ِ سرخ نيشابور سخن به ميان می آيد و ابن فندق درباره قطع سرو کاشمر می گويد:

زر تشتيان حاضر به پرداخت پنجاه هزار دينار زر نيشابوری در مقابل از پای نينداختن آن حاضر شدند بپردازند. به هر حال آنان که نيشابور را زاده ی نيزار دانسته، يا نشست و شاپور را به هم پيوند کرده، به خطا رفته اند. در گويش اعراب به نيسافور، نيساور و نبسابور بدل شده است. نيسافور به معنی سايه سار است (17) و شايد در آنجا درخت هايی وجود داشته که سايه گستر تارکِ خستگان بوده است.



avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي ادامه متن بالا

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 9:03 pm

[right]پاره ای از مورخان آن را (نيسايا) يا نسايا، می دانند و در ونديداد که از کتب پنجگانه ی اوستاست از شانزده سرزمين نام برده است، از پنجمين اقليم آن، نيسايه است که پنداشته اند حوالی نيشابور تا سرخس امروز است(18). اگر حدود دولت پارت را که در زمان هخامنشی که در اوستا (ورنه) و در سنگ نبشته ی داريوش پرثوا، و در نامه های تاريخی هرودت (پارتر، و در کتاب استرابون (پارتی به) آمده است، در نظر آوريم نيشابور را نگين تاج ِ اين خشترپاون می بينيم(19). پوشيده مباد که نيشابور، را ترکيبی از دو واژه ی (نو) و (شاهپور) هم که به معنی شهر زيبای شاهپور است آورده اند(20).



در ضمن مسکوکاتی از سلسله باکتريان در بلخ و افغانستان بجای مانده است که از پادشاهانی بنام، نيکه فور، ياد و گفتگو می کند و اينان دامنه ی فرمانروایيشان تا نيشابور گسترش داشته، که اين شهر نيکه فور را بنياد کردند که بعد ها نيسه فور، نيسافور و نيشابور شده است(21). و طبق فرهنگ پهلوی از دو کلمه ی نشست و شاپور به معنای جای نشستن آمده و مسکن و مسند هم گفته شده است(*).




نام ديگر نيشابور را ابر شهر ضبط کرده اند، چنان که اشارت رفت، از اپرن ها شهرت قوم داهه مشتق گرفته اند. و باز آمده است که نام ابر شهر بدان خاطر به نيشابور دادن اند که به ابر های آسمان نزديک بود! و بر فراز بلند پايگاهی ساخته شده بود، و اعتدال هوای آن نيز بهمان سبب بوده است(22).



و گويند: پيش از شاپور دوم به گمان قوی اين شهر بنام به شهر مشهور بوده است، چرا که شهری عمده در يک نوار مرزی مهم به همين نام بوده و حاکم اين خطه مرزبانی معروف به کنارنک بوده و چون اين منطقه در معرض يورشِ وحشی ها قرار داشته است؛ وظيفه ی اين حاکم بيشتر گشودن دشواري های نظامی بوده است تا امر مملکتی و اداری (حتی بعد از شاپور دوم نيز اين بنام ابه شهر خوانده می شده است)(23).



نيشابور که از شهر های دير سال و باستانی خراسان می باشد معروف به ابر شهر و ايرانشهر است(**). در آغاز اسلام حتی در عهد عباسيان هنوز نام نيشابور را ابر شهر می نگاشته اند.



مسيو شفر، مترجم سفر نامه ی ناصر خسرو قباديانی (حجت) گويد: من سکه ای دارم از عهد هارون الرشيد که در يک روی آن به خط کوفی به سه سطر نقش شده است (لااله الا الله وحده لا شريک له) در سواد آن نوشته اند (بسم الله ضرب هذه الدر هم بمدينة ابرشهر سنة اثنين و تسعين و مائه)، در طرف ديگر آن، در سه سطر: محمد رسول الله، و در حاشيه: (محمد رسول الله ارسل بالهدی المشرکون)(24). هم چنين بر اساس سکه هايی که از خلفای بعد از هارون الرشيد پيدا شده باز نام ابرشهر ذکر شده است.



شهر زيبای نشابور را که بر دشتی وسيع بنيان نهاده شده است؛ ابرشهر خوانده اند(25). از نامهای ديرين نيشابور، ابرشهر يا ايرانشهر، ليکن صحيح تر آن نمايد که نام ايران شهر به تمامت مملکت بين جيحون (آمو دريا و رود خشاب يا اگزوس) تا دشت قادسيه اطلاق می شده است. و ياقوت حموی ايرانشهر را به معنای همه ی خاک ايران گرفته است(26). از اشتباهات وی بشمار است، ليکن جای خرده گيری بر او نيست.



مقدسی می گويد: ايرانشهر تمام زابلستان و سيستان و اطراف نيشابور می شده است و برخی نيز اين نام را اختصاصا ً به نيشابور اطلاق کرده اند. و ما نيز اين عقيده را می پذيريم چرا که مورد اتفاق مورخان است و به دستاويز و دليل ديگری نياز نيست(27).



و باز در تواريخ آمده است: در سده ی پنجم آلب ارسلان سلجوقی به سال (466 ه. ق.) جشن شکوهمندی برای ازدواج دختر قاآن و پسرش ترتيب داد و شاه قصری برای آنها ساخت بنام شادکاخ که بعد ها به شادياخ تغيير نام يافت(28). گرچه طاهر که قبل بود و دست نشانده ی مامون (205 ه.ق.)، در مشرق حکومت می کرد به همت او و فرزندانش خراسان استقلال يافت که نيشابور در زمان طاهر يان پايتخت شد و عبدالله بن طاهر باغ معروفی بنام شادياخ بساخت. عبدالله بن طاهر در بيرون شهر سرایی بساخت که دارالامانش نام کردند. و لشکريان هر يک بر گرد آن بنائی نهادند و شهری پديد آمد که شادياخ خوانده شد. بعد آلب ارسلان آن را مرمت کرد و بر پای ماند تا پايان سلطنت سنجر بدست غزان ويران شد به هر حال زمانی نيشابور را بنام شادياخ هم می گفتند. شادياخ اول محله يا دهی بود چنانکه ابو افداء گويد: (از جمله آنچه به نيشابور منسوب است شادياخ است بر در نيشابور چون ديهی است که به شهر پيوسته باشد و دارالسلطنه آنجاست) (29)

و سوگمندانه امروز اثری از شادياخ نيست. اما آرامگاه پير بزرگ خانقاه عرفان ايران، عطار و بربت کمال المللک در همان نقطه ايست که در قديم بدين نام خوانده می شده است و در جنوب شرقی نيشابور امروزيست که روزگاری (نوشاپور، نيوشاپور، نيوشاه پوهر، دندی شاپور، نيسافور، نسافور، نشاور، نشابور، نشايا، نيسايا، نيسه فور، نيکه فور، ابرشهر، اپر شهر، بر شهر، ابه شهر، شادکاخ، شادياخ و سمن جور و در زبان عربی (سمنگور) ناميده می شده و امروز در گستره جغرافيائی بنام نيشابور خودنمايی می کند.»



[b][color=#006600][font=Tahoma][url=http://www.neyshaboor.com/name.htm#_Top#_Top][color=#006600]


اين مطلب آخرين بار توسط Admin در 14/4/2008, 10:35 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي ليست مقالات نيشابور بر اساس حروف الفبا درسايت ابر شهر

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 9:09 pm


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

[/url]


اين مطلب آخرين بار توسط Admin در 13/4/2008, 9:12 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي ادامه متن بالا

پست من طرف Admin في 13/4/2008, 9:11 pm

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>

<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


<hr align=center width="70%" color=#c0c0c0 SIZE=1>


avatar
Admin
مذیریت سایت
مذیریت سایت

تعداد پستها : 205
Registration date : 2008-02-27

خواندن مشخصات فردي http://neyshabur.7forum.net

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

عادي رد: بازار سرپوش نيشابور

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد